![]() |
![]() |
|
| کاری ندارم جز آنکه زندگی کنم |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 12:58 توسط یسنا |
|
|
ای فرزند ادم تا چه حد مرا فراموش می کنی!!! و تا چه حد به من کفر می ورزی؟
همانا که من نسبت به بندگانم ذره ای ظالم نیستم!! تا کی نعمتم را کفران می کنی در حالی که رزق روزانه ات را از من دریافت می داری!! تا کی ربوبیت مرا انکار می کنی در حالی که جز من پروردگاری نداری!! تا کی به من جفا و بی مهری می کنی در حالی که من هرگز به تو بی مهری نکرده ام! برای بیماری جسم تان نزد طبیب می روید پس چه کسی شما را از گناهانتان شفا می دهد< هنگامی که گناه کوچکی انجام می دهی خردی ان را منگر بلکه بنگر چه کسی را نافرمانی می کنی!! و هنگامی که رزق کمی دریافت می کنی کمی ان را در نظر نگیر بلکه ببین از چه کسی ان را گرفته ای!!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 13:19 توسط یسنا |
|
|
سلام
کوهنورد برگشت!! سفر خوبی بود خیلی خو ش گذشت هرچند بسیار خسته کننده بود!!! همه چیز به خوبی تمام شد و به قله رسیدیم که یه اتفاق بد افتاده و همه خوشحالی ما رو ذایل کرد!! هر چند خدا را شکر به خیر و خوشی تمام شد اما یه خاطره بد از علم کوه برای ما به جا گذاشت!! وقتی رسیدیم قله دوربین دست سرپرست گروه بود که از ما عکس بگیره که ناگهان یه لاشه سنگ بزرگ از زیر پای یکی از گروههای دیگه سر خورد و رو سر سرپرستمون ریخت و اونم به دره پرت شد!! زرنگی خودش و کمک خداوند بود که نجات پیدا کرد و فقط زخمی شد تمام گروه یکسره جیغ می زدند و گریه می کردند!! اوردنش پایین!! چقدر اذیت شد! ما هم مثل لشگر شکست خورده و گریان اومدیم پایین! بازم خدا را شکر که اتفاق تلخی نیفتاد ولی در اوج بودن چه احساس خوبی به ادم دست میده!! انگار به خدا نزدیکتری! همه چیز تمییز زلال!! و ارام ساکت و با صلابته! وقتی داشتم برمی گشتم اس ام اس رسید که خسرو شکیبایی فوت شده!! خیلی ناراحت شدم!! اصلا باورم نمیشه!! (( پیش از انکه به اوج برسیم پیشکسوت می شویم. خسرو شکیبایی)) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 14:21 توسط یسنا |
|
|
سلام
فردا می خواهم با هیئت کوهنوردی برم علم کوه؟ ( نمی دونم شاید با الف بنویسنش؟ اظطراب دارم آخه تا حالا کوه به این بلندی نرفتم! کوههای شهرمون رو تقریبا همه رو رفتم ولی این یه کوه واقعیه اگه سالم برگشتم که براتون می گم چه جوری بود اگرم....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 12:21 توسط یسنا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 14:34 توسط یسنا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 13:24 توسط یسنا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 13:12 توسط یسنا |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 12:4 توسط یسنا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 11:33 توسط یسنا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 13:9 توسط یسنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی پیر تر از تمامی زندگان است. همان گونه که زیبایی بود
پیش از انکه زیبا بر زمین زاده شود. و حقیقت ، حقیقت بود پیش از انکه بر زبان آید. زندگی در سکوت ما آواز می خواندو در خواب سبک ما رویا می بیند. حتی انگاه که سر خورده و پستیم زندگی تاج دار و سر بلند است. و انگاه که می گرییم زندگی زندگی به زور لبخند می زند حتی انگاه که به زنجیریم زندگی آزاد است. جبران |
| آرشیو موضوعی |
|
دلتنگی شعر های قشنگ داستانک عمومی تبریک ای خدا!!! خدا جون دوست دارم! عکس خاطره خواجه شیراز عبارات نیرو بخش از دولت عشق روز نوشت ها.. |
|
RSS
|