تبليغاتX
خدا را جا به دلهای شکسته است...
کاری ندارم جز آنکه زندگی کنم

می گویند: وقتی دیگران ازارتان می دهند یا نومیدتان می کنند معنایش چیست؟

انها با این دلیل سر راه ما قرار می گیرند که به دعای خیر ما نیاز دارند  انها هر کاری بکنند

یا نکنند وجودشان مانع پیشرفت و کامیابی ما نمی شود ، انها موهبت ما را از دستمان نمی گیرند

زیرا قادر به این کار نیستند ، و فقط بنا به مشیت الهی سر راه ما قرار گرفته اند...

دلیل اینکه گاه مردم ما را می آزارند این است که روح آنها توجه الهی و دعای خیر ما را می جوید

اگر برای آنها برکت و آمرزش بطلبیم دیگر آزارمان نمی دهند .....

ببخشایید .. این بخشایش نه محض خاطر شخصی است که از او خطا سر زده که بیشتر

محض خاطر خودتان است. نفرت و انزجار... خشم و میل به تسویه حساب کردن و حق دیگری

را کف دستش گذاشتن .... همه باعث فرسایش و تباهی روح خودتان میشود....

     

و من و تو باز هم با هم دعوا کردیم..... خیلی از دستت ناراحتم! خیلی دلگیرم!! تو باعث شدی من

ساعتها دور خودم بچرخم.. راه برم ... گریه کنم.. جیغ بزنم.. بعد بخندم .. بگم مهم نیست.. بعد اروم بشم..

و بعد... یهو دوباره اشکام سرازیر بشه!!! واقعا احساس کردم دیوانه شدم!!! نمی گم من مقصر نیست

... و طبق نوشته بالا من باید از خدا برات طلب بخشا یش کنم... از خدا برات آرزوی آرامش و نیک بختی

می کنم.... شاید خودم به آرامش برسم!!!!!!

                    *******************************

                      ****************************

  اگر بال داشتم عاشق شدن و گریستن و پرواز را به تو یاد می دادم!!!

 اگر بال داشتم تو را به ماه می بردم و می توانستم پیشرفت و ترقی تو را که

شاید بعید و دور به نظر برسد را زودتر ببینم..

اگر بال داشتم سعی و تلاش برای رسیدن به ستارگان و رقابت در آسمان ها را به تو یاد میدادم!!

اگر بال داشتم تو را از خاک ، آتش و باران محافظت می کردم و نمی گذاشتم معنای درد و

رنج را بفهمی !!

اگر بال داشتم تو را همیشه در قلبم برای خود نگه می داشتم و هرگز ما از هم جدا نبودیم!!

اما همین طور که می بینی من فرشته نیستم.. که بال داشته باشم و اگر هم بخواهم

هر گز نمی توانم

        بنابراین برای همه این آرزوها فقط می توانم دعا کنم...

  با وجود این اگر بال داشتم ... به تو می رسیدم!!!!!!!

             *******************************

 

و دکتر شریعتی میگه: آنجا که چشمان مشتاقی برای انسان اشک میریزد زندگی به رنج کشیدنش

 می ارزد......

 

و در آخر اینکه همیشه از اس ام اس بدم میاد چون باعث دعوا کردن بین ما میشه!!!!

                    خدایا کمکم کن! برای رسیدن به آرامش راه درست کدومه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط یسنا | 
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "


شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم.... او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.
 

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط یسنا | 
باز هم سلام!

تو این سرما باید برم دوره یک هفته ای ! زیبا کنار!! همه جا هم که برف و باران شروع شده!!

. بعدشم باید برم تهران! احتمالا عمل چشم داشته باشم! خلاصه خدا به خیر بگذرونه!!

راستی من برا اولین بار میخوام سوار هواپیما بشم!!! چکار کنیم زیادی عقب مونده تشریف

داریم

فیلممون رفته برا مونتاژ!! اومیدوارم خوب از آب در بیاد!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط یسنا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زندگی پیر تر از تمامی زندگان است. همان گونه که زیبایی بود
پیش از انکه زیبا بر زمین زاده شود. و حقیقت ، حقیقت بود
پیش از انکه بر زبان آید. زندگی در سکوت ما آواز می خواندو در خواب سبک ما
رویا می بیند. حتی انگاه که سر خورده و پستیم زندگی
تاج دار و سر بلند است. و انگاه که می گرییم زندگی
زندگی به زور لبخند می زند حتی انگاه که به زنجیریم
زندگی آزاد است.
جبران

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آرشیو موضوعی
دلتنگی
شعر های قشنگ
داستانک
عمومی
تبریک
ای خدا!!!
خدا جون دوست دارم!
عکس
خاطره
خواجه شیراز
عبارات نیرو بخش
از دولت عشق
روز نوشت ها..
پیوندها
آدمک باران
دل نوشته های یک مادر و برادر کوچکترش
دلها بیاد خدا آرام می گیرد
بی دغدغه با من باش
طنز نوشت های یک سفیر
آشفتگی ها
همکنون
یه مرد امیدوار
پاپیروس
گارد جاویدان
دچار یعنی عاشقی
تنها در افریقا
من عاشقم
ما مال همیم!
حال دل با تو گفتنم هوس است
وبلاگ شلم شوربا
پشه در سرزمین عجائب
صدای بلند
بلاگ نوشت
توکا نیستانی
ماهی سیاه کوچولو
شا باجی خانوم
اریک
شبنم شب
خاطرات یک زن شوهر مرده
شبی که فروخته شدم
فکار
حجاب
پنج
نجف زاده
شبهای یب ستاره من
پلنگ صورتی
... جای من خالی
عشق یعنی خدا
عکس نوشت
چهار ستون عشق
حرف آلود
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM