![]() |
![]() |
|
| کاری ندارم جز آنکه زندگی کنم |
عطار
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 4:5 بعد از ظهر توسط یسنا |
|
|
..... و ما هنوز کماکان خاک برسریم!!!!!!!
خوبه این گرد و غبار به ژایتخت نشینان غیور و دلاور رسید که همه دست به کار بشن و هی ژیام بدن که ماسک بزنید مفید می باشد ُ برون نروید! نفس نکشید... بمیرید لطفا.. و ژایتخت نشینان رو تعطیل کنند که در منزل نشسته تخمه نوش جان کرده و فیلمهای فوق العاده رسانه ملی را تناول!!!! نمایند و رودل کننند!!! ۳ ساله ما همچین وضعیتی داریم و کسی نمیگه خرت به چند؟ البته این تعطیلی ژایتخت هم بیشتر به یک بازی سیاسی می مونه!!! چون ۱۸ تیر نزدیکه!!! خدا داند!!!! فعلا بای تا ..... بعد.. انسان سابق و ادم خاکی فعلی!!!
باران بیا به خلوت ما هم سری بزن!!!!!!!!!!!!!!! نکته: و از اون جایی که ما باید همه چی مون به هم بیادو در راستای عقب نموندن از پایتخت!!! ما هم فردا تعطیلیم!!! البته من که نه!!! بالاخره یکی باید تو اون رسانه کوفتی باشه و برا شما برنامه پخش کنه و سرگرمتون کنه!!!! نکته۲: بعد مدتها تنبلی تصمیم گرفتم فردا به چند تا اداره سر بزنم برا کار این پایان نامه کوفتی!! ولی خوب تنبل نرو به سایه سایه خودش میآیه!!!!! همه جا تعطیل شد!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 2:13 قبل از ظهر توسط یسنا |
|
|
تو این دوره زمونه الحمد الله در مورد همه چی باید صرفه جویی کنیم! و درست مصرف کنیم
فقط مونده بگن با کمبود اکسیزن مواجه ایم! کمتر نفس بکشین! قضیه ای که این روزا ما و بقیه استانا باهاش مواجه ایم! عملا داریم زیر خاک مدفون میشیم! کسی هم به دادمون نمیرسه!! البته ما چند سال اینجوری خاک بر سر سدیم!!!!!! ولی از اونجایی که ایران فقط تهران می باشد!! هیشکی به داد ما نمیرسه! باید دعا کنیم این قضیه به تهران هم برسه تا شاید حضرات!!!! فکری بکنند! البته جالبه که ما دقیقا از وقتی رزیم سرنگون شد با این پدیده مواجه شدیم! ظاهرا قبلا یه فکری به حالش می کردند ولی در این چند ساله ایران از زیر تعهداتش سر باز زده!!! تجسم کنید این خاک ریزون ادامه داشته باشه و ما کم کم تبدیل به آدم خاکی میشیم!!!! همه جا رنگ خاک!! به زور نفس می کشیم!!! مثل این فیلما میشه!!!! هر دقیقه یه دستمال دستمه و خاک روی وسایل رو پاک می کنم!!!! ثانیه ای اضافه میشه!!! شب تا صبح که موبایلم کنارمه صبح که از خواب پا میشم یک لایه غبار نشسته روش!!!!!!پ خلاصه اینم روزگار ماست!!!!!!! حال ما خوب است اما تو باور مکن!!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط یسنا |
|
|
خدایا !! اظطراب های بزرگ ُ غم های ارجمند و حیرت های عظیم بر روحم عطا کن! لذت ها را به بندگان حقیرت ببخش! و درد های عزیز بر جانم بریز!! دکتر شریعتی |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 0:31 قبل از ظهر توسط یسنا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 1:55 قبل از ظهر توسط یسنا |
|
|
چقدر احساس خستگی می کنم؟ فکر می کنم همه همینجور باشن؟ عاقبت ما چی میشه؟
این همه جوونی که پر پر شدن رو کی می خواد جواب بده؟ آرامش؟ یعنی ما به آرامش رسیدیم؟ خیلی خسته ام!! مخصوصا اگه مجبور باشی در جایی کار کنی که به کارت به چارچوبی که برات معین کردن اعتقاد نداشته باشی۱ خسته شدم از این همه دروغی که تحویل مردم میدیم! متاسفانه و با کمال شرمندگی من در ص دا و ۳۰ ما کار می کنم!! چقدر دروغ! چقدر گزارش یک طرفانه؟ چقدر گزینشی و سلیقه ای عمل کردن! ص دا و سی ما رسانه ایست کاملا مستقل!!! که در خدمت اهداف گروه خاصی است!!! اینم شد جای کار کردن!!! آه !!!... نمی مونم!! آخرش میام بیرون!!! این همه گزارش و اخبار مزخرف و دروغ!!! به خاطر همینه حقوقی که میگیرم اصلا برکت نداره به نظرم حرام باشه!!!!! بیچاره ما! دقیقا حکم چوب دو سر طلا رو داریم!!! ... خسته ام... اصلا نمی دونستم می خواستم چی بگم؟ به کجا رسیدم؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 2:35 قبل از ظهر توسط یسنا |
|
|
انتخابات هم تموم شد و باز هم احمدی نژاد رئیس جمهور!!! و باید منتظر موند تا چهار سال دیگه نمی دونم باید به عقل و شعور خودم شک کنم یا به انتخاب این مردم!!! نمی دونم! واقعا نمی دونم!!! این همه مشکل این همه گرونی! لابد من یه جورایی قوه تشخیصم مشکل داره! وقتی من که یه کارمندم با یه حقوق متوسط!! ( از شانس اداره ما حتی شامل طرح نظام هماهنگ هم نشد!!) با این همه تورم و گرونی!! نمی رسم و سر ماه پول کم میارم بقیه که شغل ثابت ندارن چطور زندگی شون رو می چرخونن؟اونم تورمی که بیشتر فشار اون بر روی اقلام غذاییه1 امروز رفتم شلیل بخرم یک کیلو گرفتم دادم به فروشنده گفت کیلویی 4 هزار تومن؟ چه خبره؟ همه رو برگردوندم و از خیر خوردن شلیل منصرف شدم!! حالا تا کی منتظر بمونم که ارزون بشه خدا میدونه!!! لابد بقیه همگی وضعشون توپه! که هیچ شکایتی ندارن!@ و علاقه مند به تعغیر ندادن وضع موجود! فقط به این فکر می کنم که پشت پرده سیاست ایران چه کسایی نشسته اند؟ چون خودشون هم خوب می دونن که مهم ترین چیز برای نظام در وهله اول حضور گسترده مردم پای صندوق هاست و اینکه به کی رای بدن مهم نیست!! مهم اینه که مشروعیت نظام رو به تصویب برسونن!! و در واقع هم تونستن به این نتیجه برسن! چون یکی مثل من اصلا قرار نبود برم رای بدم!1 ولی رفتم! مطمئنا خیلی های دیگه هم بودن که اینجوری فکر میکردن!! ولی همه رفتن و رای دادن!! هنوزم حیرانم در قوه ی درک و شعور خودم! و اینکه چرا مثل اون 24 میلیون فکر نکردم؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 0:18 قبل از ظهر توسط یسنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
زندگی پیر تر از تمامی زندگان است. همان گونه که زیبایی بود
پیش از انکه زیبا بر زمین زاده شود. و حقیقت ، حقیقت بود پیش از انکه بر زبان آید. زندگی در سکوت ما آواز می خواندو در خواب سبک ما رویا می بیند. حتی انگاه که سر خورده و پستیم زندگی تاج دار و سر بلند است. و انگاه که می گرییم زندگی زندگی به زور لبخند می زند حتی انگاه که به زنجیریم زندگی آزاد است. جبران |
| آرشیو موضوعی |
|
دلتنگی شعر های قشنگ داستانک عمومی تبریک ای خدا!!! خدا جون دوست دارم! عکس خاطره خواجه شیراز عبارات نیرو بخش از دولت عشق روز نوشت ها.. |
|
RSS
|